حکایاتی از رحمت خداوند
مرد و زنی را بر فحشا دید، پس به هلاکت شان نفرین کرد تا هر دو هلاک شدند.
دو نفر دیگر را دید، خواست نفرین شان کند که خدا به او وحی کرد: ای ابراهیم! نفرینت را از بندگان و کنیزانم بازدار. همانا من آمرزنده و مهربانم، جبار بردبارم. گناهان بندگان و کنیزانم مرا زیان نمی رساند، همچنان که طاعت شان مرا سود نبخشد. من آنان را برای فرو بردن خشمم سیاست نکنم، پس نفرینت را از بندگانم بردار.
بندگانم سه گونه اند: گروهی توبه می کنند و من توبه شان را می پذیرم و گناه شان را می بخشم.
آن گاه عذاب را از عده ای از بندگان باز می دارم؛ چون می دانم فرزندان مؤمنی از نسل آنان پدید می آیند.
گروهی هستند که عذاب شان عظیم تر است، چرا که عذاب من بر بندگانم برحسب جلالت و کبریایی من است.
ای ابراهیم! مرا با بندگانم واگذار؛ چون من از تو نسبت به آنان مهربان ترم؛ همانا جبار بردبارم، بسیار دانای حکیم هستم و با علم خویش تدبیرشان می کنم و با قضا و قدرم در آنان نفوذ می کنم.
روزی کرم کور
سلیمان علیه السلام شگفت زده به این کار می اندیشید که قورباغه از آب بیرون آمد و دهانش را باز کرد و آن مورچه از دهانش خارج شد؛ اما آن دانة گندم با او نبود.
سلیمان علیه السلام او را صدا زد و از کارش پرسید:
گفت: ای پیامبر خدا! در این دریا که می بینی صخره ای وجود دارد که داخل آن، کرم کوری زندگی می کند و چون خودش نمی تواند روزی خود را فراهم کند، خداوند مرا موکل و مأمور روزی او قرار داده است و من هم روزی او را برایش می برم.
سلیمان علیه السلام پرسید: آیا از او تسبیح و ستایشی شنیده ای؟
گفت: می گوید: ای کسی که روزی مرا در دل این صخره زیر این دریا فراموش نمی کنی! به لطف و رحمتت بندگان مؤمنت را فراموش کن.
راه هاي بخشش گناهان
راه های آمرزش و بخشودگى گناه متعدد است که در ذیل بدان اشاره می کنیم:
1- توبه و بازگشت بسوى خدا با شرایط آن.
2- انجام کارهاى نیک فوق العادهاى که سبب آمرزش اعمال زشت مىگردد.
3- پرهیز از گناهان" کبیره" که موجب بخشش گناهان" صغیره" می¬گردد.
4- تحمل گرفتاری ها و مصائب دنیا و سختی های برزخ و مواقف آغازین رستاخیز، ناخالصی های مومنان را می زداید.
شرایط توبه
چند گناه به همراه اثرات دنیوی و اخروی
1_ ظلم و ستم
دنیوی :عقوبتش از همه عقوبتها زودتر به انسان میرسد،خدا کسی را میگمارد که مثل همان ستم را به او یا به فرزنداو یا نسل او انجام دهد، آنچه از دین و ایمان فرد ظالم برداشته شده و به مظلوم میرسد بیش از مالی است که ظالم از مظلوم کسب کرده است، اگر فرد مظلوم در نفرین ظالم افراط کند، خود ظالم میشود.
اخروی :روی پل صراط پاسگاهی است که هر کس مظلمه ای از دیگران به گردن داشته باشد، اجازه عبور از آنرا ندارد.
روشها و راه های نزدیک شدن به خدا

انگشتر
امیدواری به رحمت خداوند
خصوصیات و طبقات بهشت ها
طبقهى اوّل، بهشت نعیم است.
طبقهى دوّم بهشت خلد است.
طبقهى سوّم بهشت قرار است.
طبقهى چهارم بهشت عدن است.
طبقهى پنجم جنّهالمأوى است.
طبقهى ششم بهشت فردوس است.
طبقهى هفتم دارالسلام است.
طبقهى هشتم دارالنور است.
فاصلهى بین طبقات بهشت مانند مدارهاى کهکشانها بسیار دور است ولى چون روح انسان بر بدن به خاطر تزکیه و کمالات روحى، تسلّط زیادى دارد سرعت روح و بدن انسان از سرعت نور بیشتر است.
به دور هر بهشتى دیوارى کشیده شده که یک خشت از طلا و یک خشت از نقره و یک خشت از یاقوت است و به جاى گِل در میان آنها مشک و زعفران خوشبو به کار برده شده است و حفاظهایى که روى دیوارها زده شده کنگره کنگره است و از یاقوت سرخ و یاقوت سبز و یاقوت زرد است.
طبقات جهنم
1- جَحیم: آن بالاترین طبقه می باشد که اهل آن بر روی تخته سنگی می ایستند که از شدت حرارت آن، مغز سرشان به جوش می آید؛ مانند به جوش آمدن دیگ بر روی آتش.
2- لَظی: و آن مملو از شعله های سوزان آتش است که دست و پا و پوست را می کند و در خود ذوب می نماید و در آن کسانی که به فرمان خداوند پشت کرده و یا در پی جمع آوری اموال و ذخیره آن بوده اند جای می گیرند.
3- سقر: آن آتشی است که نه چیزی را باقی می گذارد و نه چیزی را رها می کند و آن آتش پوست تن را به کلی دگرگون می سازد و نوزده تن از فرشتگان عذاب بر آن گمارده شده اند.
4- جطفه: که عبارت باشد از آتش خُرد کننده ای که شعله هایی می افکند که هر یک به بلندی کاخی عظیم می باشد و اهل جهنم به وسیله ی آن عذاب می شدند.
5- هاویه: در آنجا گروهی جای دارند که دست به دعا برمی دارند و می گویند: مالکا؛ به فریادمان برس؛ پس در جواب آن ها ظرف های زرد رنگ آتشین به آن ها می دهند که محتوی آن زردآبه و چرکی است که همچون مِسِ گداخته بر بدنشان جاری می شود.
6- سعیر: و در آن طبقه نیز آتشی گداخته قرار دارد که شامل سیصد سراپرده از آتش است.
7- جهنم: و آن چاهی است در که چون دهان باز کند، آتشی از آن زبانه می کشد که دردآورترین آتش برای اهل آن می باشد.
امیر مؤمنان فرمود: فرزند آدم وقتیكه به آخرین روز دنیا و اولین روزآخرت می رسد، مال و فرزندان و اعمالش در نظر اومجسم می شود!
نخست متوجه اموال خود می شود و به او می گوید: بخدا سوگند! من برای جمع آوری و حفظ تو، بسیار حریص بودم و زیاد بخل ورزیدم! حال چه كمكی می توانی به من بكنی؟ ثروتش به او می گوید: فقط می توانی كفن خود ر ا از من برداری!
غیبت کردن
غیبت کردن از نگاه اسلام
نكوهش غیبت از دید شرع
یكىاز صریحترین آیات در نكوهش غیبت كه آن را گناهى كبیره دانسته، این آیه از سوره حجرات است:
یا ایها الذین امنوا اجتنبوا كثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لاتجسسوا و لایغتب بعضكم بعضا ایحب احدكم ان یاكل لحم اخیه میتا فكرهتموه.
اى كسانى كه ایمان آوردهاید! از بسیارى گمانها در حق یكدیگر بپرهیزید كه برخى از گمانها گناه است و درباره یكدیگر تجسس نكنید و برخى از شما از دیگرى غیبت نكند. آیا هیچ یك ازشما دوست دارد گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ البته از آن كراهت دارید.
برای افزایش رزق و روزی حتما بخوانید
معنا و مفهوم رزق
رزق به معنى عطاء و بخشش مستمر است ، واز آنجا که روزى الهى عطاى مستمر او به موجودات است به آن رزق گفته مىشود. البته مفهوم آن تنها در نیازهاى مادى خلاصه نمى شود بلکه هر گونه عطاىمادى و معنوى را شامل مى گردد . بنا بر این هر گونه بهره اى را که خداوندنصیب بندگان مى کند از مواد غذائى و مسکن و پوشاک ، و یا علم و عقل و فهم وایمان و اخلاص وفرزند و همسر و خانواده و...به همه اینها رزق گفته مى شود .
قرآن می فرماید«إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ»رازق خداست ، رزّاق مثل خبّاز، حدّاد، بنّا، بقّال، کسی که صبح تا به شبکارش این است که نان میپزد و با آهن سر و کار دارد و. . . رزّاق یعنیدائماً روزی میدهد .«هُوَ الرَّزَّاقُ»؛ یعنیدائمی است و قدرت هم دارد و به خودی خود قطع نمی شود مگر عاملی سدّ راه آنشود . ما اگر عقیده داشته باشیم که روزی دهنده (دائمی و با قدرت) خداونداست ، دیگر برای هیچ چیز دروغ نمیگوئیم . گاهی ممکن است با دروغ و کلک درظاهر پول زیادی هم بدست آید، ولی چون رزق او نیست،از دست می رود.
هفت مرحله ی قیامت که بعد از مرگ با آن روبرو هستیم

*نحوه حسابرسی
به حساب اعمال افراد، با شیوه اى خاص رسیدگى مى شود، که یکى از راههاى آن همان دادن نامه اعمال هرکس به دست او است. (اسراء/13ـ14).
*شاهدان قیامت
گذشته از اینکه در نامه اعمال هرکس، ریز و درشت کارهاى وى مذکور و منعکس است، گواهانى نیز از خارج و داخل وجود آدمى، در روز رستاخیز بر اعمال دنیوى او شهادت مى دهند و آیات قرآن به این شاهدان اشاره شده است.
گواهان خارجى عبارتند از: خدا (آل عمران/98)، پیامبر هر امت (نحل/89)، پیامبر اسلام (نساء/41)، نخبگانى از امت اسلامى (بقره/143)، فرشتگان الهى (ق/18)، و زمین (زلزله/4ـ5).
منبع:http://amiremomenin.persianblog.ir/post/653/
گواهان داخلى نیز عبارتند از: اعضا و جوارح انسان (نور /24، فصلت/20ـ21)، وتجسم خود اعمال (توبه/34ـ35).
*ترازوهای متفاوت
براى رسیدگى به حساب اعمال انسانها، افزون بر آنچه گفتیم، میزانهاى عدل برپا مى شود و هرکس دقیقاً به آنچه که استحقاق دارد مى رسد، چنانکه مى فرماید: (وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ القِسْطَ لِیومِ القِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفسٌ شَیئاً وَ إِنْ کانَ مِثقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل أَتَینا بِها و کَفى بِنا حاسِبینَ)(انبیاء/47): روز قیامت ترازوهاى عدل را برپا مى داریم و به هیچ وجه به کسى ستم نمى شود. اگر عمل حتى به وزن خردلى نیز باشد، آن را به حساب مى آوریم، و حساب رسى ما کفایت مى کند.
*عبور از پل صراط
از روایات اسلامى استفاده مى شود که در روز رستاخیز گذرگاهى عمومى وجود دارد که همگان باید از آن عبور کنند.به این گذرگاه، در لسان روایات، صراط گفته شده است، که مفسران آیه 71ـ72 سوره مریم( (وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاّوارِدُها کانَ عَلى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضیّاً * ثُمَّ نُنَجّی الَّذینَ اتَّقَوا وَ نَذَرُ الظّالِمینَ فِیها جِثیّاً) (مریم/71ـ72): هیچیک از شماها نیست مگر اینکه وارد آن (دوزخ) مى شود، واین مطلب حکم قطعى خداوند است. سپس پرهیزگاران را نجات مى دهیم، وستمگران را که به زانو در آن درافتاده اند، رها مى کنیم..) را نیز ناظر بر آن دانسته اند.
*حجاب دوزخ و بهشت
میان بهشتیان و دوزخیان حائلى وجود دارد که قرآن از آن به «حجاب» تعبیر مى کند.نیز در روز رستاخیز انسانهاى والایى بر نقطه اى مرتفع قرار دارند، که بهشتیان و دوزخیان را از سیماى هر یک مى شناسند، چنانکه مى فرماید: (وَ بَیْنَهما حِجابٌ وَ عَلى الأَعرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسیماهُمْ)(اعراف/46): میان آن دو حجاب وحائلى است و در نقاط بلند عرصه محشر مردانى قرار دارند که هر شخصى را از سیمایش مى شناسند. این انسانهاى والا، به حکم روایات ما، پیامبران و اوصیاى شریف آنان مى باشند.
*پرچم پیامبر
زمانى که حسابرسى به پایان رسیده و سرنوشت افراد روشن مى شود، آفریدگار جهان پرچمى را که به آن «لواء الحمد»مى گویند به دست پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم) مى دهد، و آن حضرت پیشاپیش بهشتیان به سوى بهشت حرکت مى کند.( بحار الأنوار، ج8، باب 18، احادیث 1تا12)
*حوض کوثر
در روایات متعدد، از وجود حوض بزرگى در صحراى محشر خبر داده شده که به «حوض کوثر» معروف است; پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)قبل از همگان کنار حوض مزبور مى آید، و رستگاران امّت، به وسیله پیامبر و اهل بیت مکرّم ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ از آن آب مى نوشند
قرائت قرآن
روایاتی داریم که به صورت خصوصی، فضیلت سورهها را بیان میفرمایند که دانستن آنها تشویق بیشتری برای خواندن این کتاب انسانساز و استفاده از آن است و به این مناسبت، بعضی از این سورهها، معرفی میشود:
ادامه مطالب.
.
.
.
روایت گناه کبیره
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در ضمن گفتارى فرمود: اگرعالمان دين و زمامداران ، فاسد شدند، مردم نيز فاسد مى شوند.
و در سخن ديگر فرمود: عوام امت من اصلاح نمى شوند مگر با اصلاح خواص امت من ! شخصى پرسيد: خواص امت چه كسانى هستند؟. فرمود: خواص امت من چهار دسته اند: 1 -زمامداران . 2 -دانشمندان . 3 - عابدان. 4-تاجران . 40
شخصى ديگر پرسيد: چگونه ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آلهفرمود: زمامداران چوپانان مردمند، وقتى چوپان گرگ شود،گوسفندان چگونه بچرند؟ و علما طبيبان مردمند، وقتى طبيب بيمار باشد، بيماران را چهكسى درمان كند، بندگانِ عابد خداوند راهنماى مردمند، اگر راهنما گمراه شد، چه كسىراه رونده را هدايت مى كند؟ و تاجران امين مردمند، وقتى كه امين خيانت كرد، به چهكسى بايد اطمينان نمود؟
بنابراين گناه مسئولين ، چهره ها، علما، نهادها، نويسندگان ، بزرگان و سادات بيشتر به حساب مى آيد.
وعده خدا
خداوند در سوره مریم آیات 61 تا 63 به توصیف بهشت می پردازد و می گوید:
«جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّهُ كانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا *
لا یَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً إِلاَّ سَلاماً وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیها بُكْرة وَ
عَشِیًّا * تِلْكَ الْجَنَّه الَّتِشی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِیًّا؛
باغهایى است جاودانى كه خداوند رحمان، بندگانش را به آن وعده داده است،
هر چند آن را ندیده اند، وعده خدا حتما تحقق یافتنى است.
آنها هرگز در آنجا گفتار لغو و بیهوده اى نمى شنوند و جز سلام در آنجا سخنى نیست
و هر صبح و شام روزى آنها در بهشت مقرر است.
این همان بهشتى است كه ما به ارث به بندگان پرهیزگار مى دهیم».
غیبت
ای انسان از این همه غیبت چه سود؟
آتش زدی به کار خیرت چه زود!
ای انسان مگر غیبت چه مزه داره؟
که اینجور مدشده و وردِ زبانه
تو که خوانی نمازو گیری ثواب
با یک غیبت که همه می رود زیر آب
تو که دانی کبیره گناه است غیبت
ای عزیز..در راه است قیامت
ای انسان از این همه غیبت چه سودبُردی؟
گوشت وپوست ِ چند نفر تا حالا خوردی؟
مگر غیبت چه مزه داره
که انسان تو بر نامهء غذایی می زاره
بیاد آن شب باش که تنها در قبر ِ تنگ و تاریک
منکر و نکیر ز تو پرسند و توشوی یاریک
در آن قبر تنگ وتاریک
که روی آن است سنگ و تاریخ
تو که دانی غیبت کردن گناهست
اگر مانع نشوی.مثل کوری که نزدیک چاهست
فضیلت و اعمال شب قدر
از پيامبر گرامي اسلام (ص) نيز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرين بر كسي كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود.
در راه مسجد، مرد به زمين خورد و لباسهايش کثيف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهايش را عوض کرد و دوباره راهي خانه خدا شد. در راه مسجد و در همان نقطه مجدداً به زمين خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. يک بار ديگر لباسهايش را تبدیل کرد و راهي مسجد شد.
در راه مسجد، با مردي که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسيد. مرد پاسخ داد: (( من ديدم شما در راه مسجد دو بار به زمين افتاديد.))، به خواطر همین چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر مي کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه مي دهند. همين که به مسجد رسيدند، مرد اول از مرد چراغ
بدست در خواست مي کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداري مي کند.
مرد اول درخواستش را دوبار ديگر تکرار مي کند و مجدداً همان جواب را مي شنود. مرد اول سوال مي کند که چرا او نمي خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شيطان هستم.)) مرد اول با شنيدن اين جواب تکان خورد. شيطان در ادامه توضيح مي دهد:
((من شما را در راه مسجد ديدم و اين من بودم که باعث زمين خوردن شما شدم.)) وقتي شما به خانه رفتيد، خودتان را تميز کرديد و به راهمان به مسجد برگشتيد، خدا همه گناهان شما را بخشيد. من براي بار دوم باعث زمين خوردن شما شدم و حتي آن هم شما را تشويق به ماندن در خانه نکرد، بلکه دوباره به راه مسجد برگشتيد. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشيد. من ترسيدم که اگر يک بار ديگر باعث زمين خوردن شما بشوم، آنوقت خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشيد. بنا براين، من سالم رسيدن شما را به مسجد مطمئن ساختم.
گناه در خلوت
فرشتگان گویند : جهنم دیده اید ? گویند : چیزی ندیدیم ، پس فرشتگان بانان گویند : شما را سوگند میدهیم بخدا بگوئید اعمال شما در دنیا چه بوده ? پس میگویند
دو صفت در ما بود ،
1- در خلوت حیا میكردیم كه گناه كنیم خدا را ،
2- و قانع و خوشنود بودیم بكم از آنچه خدا قسمت نموده بود ، ملائكه گویند : این مقام حق شما است.
اولین ملک در قبر
آمده كه گفت : از پیغمبر ( ص ) پرسیدم اولین ملك كه پیش از منكر و نكیر بر میت وارد میشود كدام است ؟ فرمود : ملكی است بنام رومان ، كنار میت می نشیند و بوی میگوید :
همه اعمال خویش را از نیك و بد بنویس . وی گوید : با چه ابزاری بنویسم ؟ گوید : با انگشت و آب دهانت .
میت گوید : بر چه بنویسم ؟ ملك قطعه ای از كفنش پاره
كند و گوید بر این بنویس . پس وی بنوشتن بپردازد
و چون بگناهی برسد از شرم دست باز دارد ،
ملك بوی گوید : آنروز تو از خدا شرم نكردی و مرتكب این عمل شدی اكنون از من حیا میكنی ?
پس تمام اعمال خویش را بنویسد ، آن ملك بوی گوید : اكنون با ناخن خود آن را مهر كن . سپس آن را بگردنش آویزد و تا قیامت آویز گردنش باشد.
( ترک نماز و اثار ان )
حال بگو گناهت چیست ؟ زن گفت : یا رسول الله ، من شوهر دارم ، زنا دادم و آبستن شدم ، بچه به دنیا آمد ، او را در خمره سركه خفه كردم ، و سركه های نجس را به مردم فروختم . پیامبر ( ص ) خیلی ناراحت شد ، و فرمود : می خواهی به تو بگویم چرا به درون این چاه گمراهی افتادی ؟
گمان می كنم نماز نمی خوانی و رابطه ات با خدا قطع
شده و دچار این فلاكت شده ای !
روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت:
روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت:
“خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ “
خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت:
“تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است”
آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت:
“خداوندا نمی فهمم؟!”
خداوند پاسخ داد:
ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!

از پنجره روزگار به درخت عمر که می نگرم