حقیقت پل صراط
1- يكى از مواقف سخت و در حقيقت آخرين توقفگاه در قيامت «صراط» است. صراط پلى بر روى دوزخ است كه همگى بايد از آن رد شوند؛ مومن باشند يا كافر. قرآن درباره صراط مىفرمايد: (وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً ثُمَّ نُنَجِّى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيّاً) ، مريم (19) آيه 71 و 72. «و همه شما [بدون استثنا ]وارد جهنم مىشويد؛ امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت سپس اهل تقوا را از آن رهايى مىبخشيم و ظالمان را در آن رها مىسازيم». هم چنين ر.ك: صافات (37)، آيات 22 - 26.
سپس همه بر آتش وارد مىشوند؛ اما آتش بر مؤمنان كارساز نيست، بلكه بر آنها سرد مىشودزيرا نور مؤمن ، آتش دوزخ را از جوش و خروش مىاندازد:
«قال رسول الله(ص): يقول النار للمؤمنين يوم القيامة جُزْ يا مؤمن فقد أطفأ نورك لهبى»بحارالأنوار، ج 8، ص 249.چنان آتش بر مومنان بهشتى سرد مىشود كه آنان شك مىكنند كه ازآن گذشتهاند و مىپرسند: مگر خداى سبحان نفرموده بود كه همه بر آتش جهنم وارد مىشوند؟ جابر از پيامبر اكرم(ص) اين گفتوگو را چنين نقل مىكند:
«إذا دخل أهل الجنة الجنة قال بعضهم لبعض أ ليس قد وعدنا ربنا أن نرد النار؟ فيقال لهم: قد وردتموها و هى خامدة»همان، ج 8، ص 250.
اما مردمى كه آخرين مرحله را مىگذراند و از پل صراط رد مىشوند، چند گروهاند. امام صادق(ع) درباره گذر مردم از پل صراط و صفات آن و طبقات مردم در گذر از صراط مىفرمايند:
«الناس يمرون على الصراط طبقات و الصراط أدق من الشعر و من حد السيف؛ فمنهم من يمر مثل البرق و منهم من يمر مثل عدو الفرس و منهم من يمر حبوا؛ و منهم من يمر مشياً؛ و منهم من يمر متعلق؛ قد تأخذ النار منه شيئاً و تترك شيئاً»همان، ص 65.
«مردمى كه از صراط مىگذرند بر چند دستهاند و صراط دقيقتر از تار مو و برندهتر از شمشير است: گروهى مانند برق از آن مىگذرند؛ گروهى همانند دويدن اسب از آن رد مىشوند؛ گروهى با سينهخيز از آن مىگذرند؛ گروهى در حالت پيادهروى مىگذرند و گروهى افتان و خيزان مىروند؛ گاهى آتش آنان را در مىيابد و گاهى آنها را رها مىكند».
از اين روايت روشن مىشود كه امام(ع) در صدد بيان حالات اهل نجات در گذشتن بر پل صراط هستند؛ زيرا در هر صورت هر پنچ گروه از پل رد مىشوند؛ منتها برخى بسيار سريع چون سرعت برق؛ برخى سريع چون فرار اسب؛ برخى آرام؛ برخى با زحمت و سختى و بالاخره گروهى با خطر فرار و چشيدن مزه بخشى از آتش جهنم. اين گروهها به بهشت وارد مىشوند و در آنجا جاودان خواهند بود. اما آنهايى كه نتوانند از پل بگذرند و در آتش دوزخ سقوط كنند، دو دستهاند: يا مستكبراند و اميد نجاتى براى آنها نمىماند و تا ابد گرفتار دوزخ خواهند بود و گروهى مدتى - با توجه به شدت گناهانشان - در جهنم درنگ مىكنند و آنگاه نجات پيدا مىكنند.
مكارم شيرازى، ناصر، پيام قرآن، ج 6، ص 483.
2- نا زکی و تيزی پل صراط بيا نگر دقت و مو شکافی در محاسبه ی اعمال انسان ها در روز قيامت و سختی حسا برسی خداوند در آن روز است . يعنی بايد نهايت دقت و ريز بينی را در مورد اعمال و اخلاص در آن به کار بست به گونه ای که اعمال پاک و خالصانه ی ما اين قابليت و کشش را داشته باشد که ما را از آن پل تيز و نازک و لغزنده عبور دهد . صراط مستقيم و راه بندگی خدا راهی دقيق و باريک و نازک است و بايد با دقت و احتياط و با پيروی از دستورات الهی و هدايت و راهنمائی انبيا و ا وليا آن را پيمود و از لغزش و انحراف بر کنار بود تا بتوان به توفيق الهی از پل صراط عبور کرد و به بهشت و رضوان خداوند رسيد .
3- در واقع پل صراط تجسم حركت در مسير حق در همين دنياست بله پل صراط از مو باريكتر است. حركت در مسير حق نيز همينگونه است. اگر كسى بخواهد در مسير حق حركت نمايد اولا بايد حق را دقيق بشناسد كه خود عرصهاى مشكل و خطرناك است و ثانيا بايد بر طبق آن عمل نمايد كه بسى دشوارتر و صعب العبورتر است. پل صراط تجسم عينى حق و باطل است و عبور از آن همان حركت در مسير حق در اين دنياست. روشن است كه با اندكى غفلت آدمى از راه به در مىرود و گرفتار بيغولهها خواهد شد. در قيامت نيز كسانى از پل صراط به سلامت عبور مىكنند كه در دنيا آن مسير را به سلامت پيموده باشند و اگر در اين جا دچار لغزش شدند روى آن پل نيز دچار لغزش خواهند شد و به جهنم سقوط خواهند كرد. (مگر آنكه لطف و عنايت و غفران پروردگار شامل شود). بنابراين پل صراط تجسم همان ميزان و حساب دقيق خداوند در قيامت است كه يا آدمى از آن عبور كرده و به بهشت وارد خواهد شد .در واقع نا زکی و تيزی پل صراط بيا نگر دقت و مو شکافی در محاسبه ی اعمال انسان ها در روز قيامت و سختی حسا برسی خداوند در آن روز است . يعنی بايد نهايت دقت و ريز بينی را در مورد اعمال و اخلاص در آن به کار بست به گونه ای که اعمال پاک و خالصانه ی ما اين قابليت و کشش را داشته باشد که ما را از آن پل تيز و نازک و لغزنده عبور دهد . صراط مستقيم و راه بندگی خدا راهی دقيق و باريک و نازک است و بايد با دقت و احتياط و با پيروی از دستورات الهی و هدايت و راهنمائی انبيا و ا وليا آن را پيمود و از لغزش و انحراف بر کنار بود تا بتوان به توفيق الهی از پل صراط عبور کرد و به بهشت و رضوان خداوند رسيد .
4- از آيات و روايات استفاده مىشود كه: صراط در عالم قيامت ظهور باطن صراطى است كه انسانها در زندگى دنيايى داشته و در آنها قرار گرفته بودند. «صراط» آنجايى، ظاهر شدن صراطى است كه انسانها در اينجا داشتهاند؛ زيرا در حقيقت انسانها در زندگى دنيايى خود، صراط يا راهى به سوى خدا داشتهاند يا راهى به سوى غيرخدا. در عالم «قيامت»، باطن صراطى هم كه در اينجا داشتهايم و براى خود ساختهايم، براى هر انسانى بروز خواهد كرد. امام صادق(ع) فرمود: «مردم بر صراط [ بر] طبقههاى [ مختلفى] عبور مىكنند و صراط از مو نازكتر و از شمشير برندهتر است. پس گروهى از صراط عبور مىكنند، مانند برق [ با سرعت] و كسانى از آن عبور مىكنند، مثل فرار اسب و دستهاى از صراط با دست و شكم عبور مىكنند [ كه با زحمت بوده و كند است]. برخى با پا [ و به صورت عادى ]عبور مىكنند و گروهى با افت و خيز و گير و دار عبور مىكنند؛ گاهى بخشى از آتش [ جهنم] او را مىگيرد و گاهى تركش مىكند». اين روايت«عَنْ اَبى بَصيرٍ عَنْ اَبى عَبْدِاللَّهِ الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلامُ قالَ: النَّاسُ يَمُرُّونَ عَلَى الصِّراطِ طَبَقاتٍ وَ الصِّراطُ اَدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ وَ مِنْ حَدِّ السَّيْفِ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مِثْلَ الْبَرْقِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مِثْلَ عَدو الْفَرَس وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ حبواً، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرَّ مَشِيّاً وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مُتَعَلِّقاً قَدْ تَأْخُذُ النّارُ مَنْهُ شَيْئاً وَ تَتْرُكُ شَيْئاً»؛ (بحار الانوار، ج 7، ص 64، ح 1). نيز ابعاد حقيقت صراط را با لحن خاصى بيان كرده است. نخست اينكه، از تعبير خاص روايت، معلوم مىشود كه «صراط» در متن جهنم است و از آنجا عبور مىكند. پس همه به شكلى با جهنم برخورد دارند و اين حقيقتى است كه قرآن نيز به آن اشاره كرده است: (وَ اِنْ مِنْكُمْ الاّ وارِدُها ) ؛ مريم (19)، آيه 71.«و هيچكس از شما نيست، مگر اين كه در آن [ جهنم] وارد مىگردد». دوم آنكه، در عبور از صراط، انسانها متفاوتاند و اين نشاندهنده آن است كه هر كسى، بسته به نوع حركتش در دنيا و چگونگى عقيده، عمل، وصف، اخلاق، روش و منش، عبورهاى مختلف از صراط خواهد داشت. هر چه سير آنها در دنيا بهتر بوده، عبور سريعتر و با سوزندگى كمتر خواهد بود و هر چه سير بدتر، حركت از صراط كندتر و با سوزندگى بيشتر. صراطى كه در آخرت پيش مىآيد، باطن صراطى است كه انسان در اينجا دارد. باطن قدم گذاشتن در دنيا، قدم نهادن بر بطن آتش است؛ اما كسانى چون پيامبران، امامان(ع)، اوليا و افراد وارسته، با ترتيب درجاتشان به دنيا كه قدم گذاشتند، به سرعت از آن به سوى خداوند عبور كردند اما من و شما چطور؟ اگر هنگامى كه به اين دنيا پا نهاديم، در راهى باشيم كه به سوى خدا با اسماى رحمتش منتهى مىگردد، در آنجا سريع عبور خواهيم كرد؛ اما اگر در طى آن راه و مسير آلودگىها دلبستگىها و رنگها داشتيم، گاهى مىرويم، گاهى مىايستيم، زمانى مىلغزيم، موقعى فرو مىرويم، گاهى تند هستيم و گاهى كند؛ در عبور از صراط در عالم قيامت - كه باطن صراط و راه اينجايى است - افت و خيزها، فشارها و سوزشها داشته و با كندى حركت خواهيم كرد. سوم اين كه، از لحن قسمت پايانى روايت، معلوم مىشود كه «جهنم موقت» به معناى فرو افتادن در جهنم نيست كه در آنجا برخى افتاده، بسوزند و خارج شوند؛ بلكه شعاعى از آن، عبور كننده از صراط را گرفته و موجب سوزش و عذاب او مىشود. حال ممكن است اين گرفتن طولانى باشد يا چندبار. يك نكته: در بعضى از روايات وارد شده است: صراطى كه در قيامت پيش مىرود، به موقفى مىرسد كه همه متوقف خواهند شد؛ مگر افراد اندكى. اين موقف بسيار خطرناك است كه اگر فضل و عنايات خداوند نباشد، همه به جهنم مىافتند. بحارالانوار، ج 8، ص 65، ح 2. در واقع، در اين موقف، «صراط» دقيقتر مىشود و آن جايى است كه بررسى مىشود آيا انسان در مسير خود، فقط خدا را مىخواهد يا خدا را براى خود مىخواهد. اين مسأله، در اينجا هم هست. در اينجا در مقام عبوديت، ما وظايف مختلفى داريم: از واجبات، مستحبات و مكروهات تا ترك تعلقها و وابستگىها. بايد تأمل كرد كه آيا در انجام وظايف عبادى، فقط مقصد خدا است يا نه؟ آيا در كنار خدا، خود انسان نيز مقصد بوده است؛ يعنى، ما خدا را مىخواهيم و بهشت را مىطلبيم؛ براى آن كه خودمان در راحت و آسايش باشيم؟!
ر.ك: مواقف حشر،استاد محود شجاعی ، صص 96 - 103.
5- برای اگاهی بیشتر در این زمینه ر. ک :
1- معاد ؛ شهید دستغیب شیرازی
2- معاد شناسی ، سید محمد حسین طهرانی
3- از مرگ تا قیامت ، مجموعه پرسش های دانشجویی ، شماره 12 ، مر کز فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها
4- قیام قیامت ، محمد شجاعی
5- مقالات ، محمد شجاعی
6-مواقف حشر، محمد شجاعی
7- معاد یا بازگشت به سوی خدا ، محمد شجاعی
8- باز گشت به هستی ، محمد شجاعی
9- عروج روح ، محمد شجاعی
1
سپس همه بر آتش وارد مىشوند؛ اما آتش بر مؤمنان كارساز نيست، بلكه بر آنها سرد مىشودزيرا نور مؤمن ، آتش دوزخ را از جوش و خروش مىاندازد:
«قال رسول الله(ص): يقول النار للمؤمنين يوم القيامة جُزْ يا مؤمن فقد أطفأ نورك لهبى»بحارالأنوار، ج 8، ص 249.چنان آتش بر مومنان بهشتى سرد مىشود كه آنان شك مىكنند كه ازآن گذشتهاند و مىپرسند: مگر خداى سبحان نفرموده بود كه همه بر آتش جهنم وارد مىشوند؟ جابر از پيامبر اكرم(ص) اين گفتوگو را چنين نقل مىكند:
«إذا دخل أهل الجنة الجنة قال بعضهم لبعض أ ليس قد وعدنا ربنا أن نرد النار؟ فيقال لهم: قد وردتموها و هى خامدة»همان، ج 8، ص 250.
اما مردمى كه آخرين مرحله را مىگذراند و از پل صراط رد مىشوند، چند گروهاند. امام صادق(ع) درباره گذر مردم از پل صراط و صفات آن و طبقات مردم در گذر از صراط مىفرمايند:
«الناس يمرون على الصراط طبقات و الصراط أدق من الشعر و من حد السيف؛ فمنهم من يمر مثل البرق و منهم من يمر مثل عدو الفرس و منهم من يمر حبوا؛ و منهم من يمر مشياً؛ و منهم من يمر متعلق؛ قد تأخذ النار منه شيئاً و تترك شيئاً»همان، ص 65.
«مردمى كه از صراط مىگذرند بر چند دستهاند و صراط دقيقتر از تار مو و برندهتر از شمشير است: گروهى مانند برق از آن مىگذرند؛ گروهى همانند دويدن اسب از آن رد مىشوند؛ گروهى با سينهخيز از آن مىگذرند؛ گروهى در حالت پيادهروى مىگذرند و گروهى افتان و خيزان مىروند؛ گاهى آتش آنان را در مىيابد و گاهى آنها را رها مىكند».
از اين روايت روشن مىشود كه امام(ع) در صدد بيان حالات اهل نجات در گذشتن بر پل صراط هستند؛ زيرا در هر صورت هر پنچ گروه از پل رد مىشوند؛ منتها برخى بسيار سريع چون سرعت برق؛ برخى سريع چون فرار اسب؛ برخى آرام؛ برخى با زحمت و سختى و بالاخره گروهى با خطر فرار و چشيدن مزه بخشى از آتش جهنم. اين گروهها به بهشت وارد مىشوند و در آنجا جاودان خواهند بود. اما آنهايى كه نتوانند از پل بگذرند و در آتش دوزخ سقوط كنند، دو دستهاند: يا مستكبراند و اميد نجاتى براى آنها نمىماند و تا ابد گرفتار دوزخ خواهند بود و گروهى مدتى - با توجه به شدت گناهانشان - در جهنم درنگ مىكنند و آنگاه نجات پيدا مىكنند.
مكارم شيرازى، ناصر، پيام قرآن، ج 6، ص 483.
2- نا زکی و تيزی پل صراط بيا نگر دقت و مو شکافی در محاسبه ی اعمال انسان ها در روز قيامت و سختی حسا برسی خداوند در آن روز است . يعنی بايد نهايت دقت و ريز بينی را در مورد اعمال و اخلاص در آن به کار بست به گونه ای که اعمال پاک و خالصانه ی ما اين قابليت و کشش را داشته باشد که ما را از آن پل تيز و نازک و لغزنده عبور دهد . صراط مستقيم و راه بندگی خدا راهی دقيق و باريک و نازک است و بايد با دقت و احتياط و با پيروی از دستورات الهی و هدايت و راهنمائی انبيا و ا وليا آن را پيمود و از لغزش و انحراف بر کنار بود تا بتوان به توفيق الهی از پل صراط عبور کرد و به بهشت و رضوان خداوند رسيد .
3- در واقع پل صراط تجسم حركت در مسير حق در همين دنياست بله پل صراط از مو باريكتر است. حركت در مسير حق نيز همينگونه است. اگر كسى بخواهد در مسير حق حركت نمايد اولا بايد حق را دقيق بشناسد كه خود عرصهاى مشكل و خطرناك است و ثانيا بايد بر طبق آن عمل نمايد كه بسى دشوارتر و صعب العبورتر است. پل صراط تجسم عينى حق و باطل است و عبور از آن همان حركت در مسير حق در اين دنياست. روشن است كه با اندكى غفلت آدمى از راه به در مىرود و گرفتار بيغولهها خواهد شد. در قيامت نيز كسانى از پل صراط به سلامت عبور مىكنند كه در دنيا آن مسير را به سلامت پيموده باشند و اگر در اين جا دچار لغزش شدند روى آن پل نيز دچار لغزش خواهند شد و به جهنم سقوط خواهند كرد. (مگر آنكه لطف و عنايت و غفران پروردگار شامل شود). بنابراين پل صراط تجسم همان ميزان و حساب دقيق خداوند در قيامت است كه يا آدمى از آن عبور كرده و به بهشت وارد خواهد شد .در واقع نا زکی و تيزی پل صراط بيا نگر دقت و مو شکافی در محاسبه ی اعمال انسان ها در روز قيامت و سختی حسا برسی خداوند در آن روز است . يعنی بايد نهايت دقت و ريز بينی را در مورد اعمال و اخلاص در آن به کار بست به گونه ای که اعمال پاک و خالصانه ی ما اين قابليت و کشش را داشته باشد که ما را از آن پل تيز و نازک و لغزنده عبور دهد . صراط مستقيم و راه بندگی خدا راهی دقيق و باريک و نازک است و بايد با دقت و احتياط و با پيروی از دستورات الهی و هدايت و راهنمائی انبيا و ا وليا آن را پيمود و از لغزش و انحراف بر کنار بود تا بتوان به توفيق الهی از پل صراط عبور کرد و به بهشت و رضوان خداوند رسيد .
4- از آيات و روايات استفاده مىشود كه: صراط در عالم قيامت ظهور باطن صراطى است كه انسانها در زندگى دنيايى داشته و در آنها قرار گرفته بودند. «صراط» آنجايى، ظاهر شدن صراطى است كه انسانها در اينجا داشتهاند؛ زيرا در حقيقت انسانها در زندگى دنيايى خود، صراط يا راهى به سوى خدا داشتهاند يا راهى به سوى غيرخدا. در عالم «قيامت»، باطن صراطى هم كه در اينجا داشتهايم و براى خود ساختهايم، براى هر انسانى بروز خواهد كرد. امام صادق(ع) فرمود: «مردم بر صراط [ بر] طبقههاى [ مختلفى] عبور مىكنند و صراط از مو نازكتر و از شمشير برندهتر است. پس گروهى از صراط عبور مىكنند، مانند برق [ با سرعت] و كسانى از آن عبور مىكنند، مثل فرار اسب و دستهاى از صراط با دست و شكم عبور مىكنند [ كه با زحمت بوده و كند است]. برخى با پا [ و به صورت عادى ]عبور مىكنند و گروهى با افت و خيز و گير و دار عبور مىكنند؛ گاهى بخشى از آتش [ جهنم] او را مىگيرد و گاهى تركش مىكند». اين روايت«عَنْ اَبى بَصيرٍ عَنْ اَبى عَبْدِاللَّهِ الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلامُ قالَ: النَّاسُ يَمُرُّونَ عَلَى الصِّراطِ طَبَقاتٍ وَ الصِّراطُ اَدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ وَ مِنْ حَدِّ السَّيْفِ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مِثْلَ الْبَرْقِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مِثْلَ عَدو الْفَرَس وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ حبواً، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرَّ مَشِيّاً وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مُتَعَلِّقاً قَدْ تَأْخُذُ النّارُ مَنْهُ شَيْئاً وَ تَتْرُكُ شَيْئاً»؛ (بحار الانوار، ج 7، ص 64، ح 1). نيز ابعاد حقيقت صراط را با لحن خاصى بيان كرده است. نخست اينكه، از تعبير خاص روايت، معلوم مىشود كه «صراط» در متن جهنم است و از آنجا عبور مىكند. پس همه به شكلى با جهنم برخورد دارند و اين حقيقتى است كه قرآن نيز به آن اشاره كرده است: (وَ اِنْ مِنْكُمْ الاّ وارِدُها ) ؛ مريم (19)، آيه 71.«و هيچكس از شما نيست، مگر اين كه در آن [ جهنم] وارد مىگردد». دوم آنكه، در عبور از صراط، انسانها متفاوتاند و اين نشاندهنده آن است كه هر كسى، بسته به نوع حركتش در دنيا و چگونگى عقيده، عمل، وصف، اخلاق، روش و منش، عبورهاى مختلف از صراط خواهد داشت. هر چه سير آنها در دنيا بهتر بوده، عبور سريعتر و با سوزندگى كمتر خواهد بود و هر چه سير بدتر، حركت از صراط كندتر و با سوزندگى بيشتر. صراطى كه در آخرت پيش مىآيد، باطن صراطى است كه انسان در اينجا دارد. باطن قدم گذاشتن در دنيا، قدم نهادن بر بطن آتش است؛ اما كسانى چون پيامبران، امامان(ع)، اوليا و افراد وارسته، با ترتيب درجاتشان به دنيا كه قدم گذاشتند، به سرعت از آن به سوى خداوند عبور كردند اما من و شما چطور؟ اگر هنگامى كه به اين دنيا پا نهاديم، در راهى باشيم كه به سوى خدا با اسماى رحمتش منتهى مىگردد، در آنجا سريع عبور خواهيم كرد؛ اما اگر در طى آن راه و مسير آلودگىها دلبستگىها و رنگها داشتيم، گاهى مىرويم، گاهى مىايستيم، زمانى مىلغزيم، موقعى فرو مىرويم، گاهى تند هستيم و گاهى كند؛ در عبور از صراط در عالم قيامت - كه باطن صراط و راه اينجايى است - افت و خيزها، فشارها و سوزشها داشته و با كندى حركت خواهيم كرد. سوم اين كه، از لحن قسمت پايانى روايت، معلوم مىشود كه «جهنم موقت» به معناى فرو افتادن در جهنم نيست كه در آنجا برخى افتاده، بسوزند و خارج شوند؛ بلكه شعاعى از آن، عبور كننده از صراط را گرفته و موجب سوزش و عذاب او مىشود. حال ممكن است اين گرفتن طولانى باشد يا چندبار. يك نكته: در بعضى از روايات وارد شده است: صراطى كه در قيامت پيش مىرود، به موقفى مىرسد كه همه متوقف خواهند شد؛ مگر افراد اندكى. اين موقف بسيار خطرناك است كه اگر فضل و عنايات خداوند نباشد، همه به جهنم مىافتند. بحارالانوار، ج 8، ص 65، ح 2. در واقع، در اين موقف، «صراط» دقيقتر مىشود و آن جايى است كه بررسى مىشود آيا انسان در مسير خود، فقط خدا را مىخواهد يا خدا را براى خود مىخواهد. اين مسأله، در اينجا هم هست. در اينجا در مقام عبوديت، ما وظايف مختلفى داريم: از واجبات، مستحبات و مكروهات تا ترك تعلقها و وابستگىها. بايد تأمل كرد كه آيا در انجام وظايف عبادى، فقط مقصد خدا است يا نه؟ آيا در كنار خدا، خود انسان نيز مقصد بوده است؛ يعنى، ما خدا را مىخواهيم و بهشت را مىطلبيم؛ براى آن كه خودمان در راحت و آسايش باشيم؟!
ر.ك: مواقف حشر،استاد محود شجاعی ، صص 96 - 103.
5- برای اگاهی بیشتر در این زمینه ر. ک :
1- معاد ؛ شهید دستغیب شیرازی
2- معاد شناسی ، سید محمد حسین طهرانی
3- از مرگ تا قیامت ، مجموعه پرسش های دانشجویی ، شماره 12 ، مر کز فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها
4- قیام قیامت ، محمد شجاعی
5- مقالات ، محمد شجاعی
6-مواقف حشر، محمد شجاعی
7- معاد یا بازگشت به سوی خدا ، محمد شجاعی
8- باز گشت به هستی ، محمد شجاعی
9- عروج روح ، محمد شجاعی
1
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر ۱۳۹۵ ساعت 14:44 توسط tanhai
|
از پنجره روزگار به درخت عمر که می نگرم